+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 9:1 توسط فریناز
|
سلام به دوست های گلم از همتون ممنونم که برای من کامنت گذاشتید 


شنبه روز پدرو تولد حضرت علی است این روز بر همگی از جمله پدرهای مهربون دنیا مبارک باشه
من الان پانزده سالی میشه که ندیدمش از سن ده سالگی
به قول مهتا جونم خدا ادمهایی رو که دوست داره زود میبرتشون
این ای کاش های من ای کاش تموم میشد ولی ای کاش اون دوباره پیش من برمیگشت تا من دوباره بااو بودن را حس کنم![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 8:49 توسط فریناز
|
برای غزل عزیزم که اولین کامنت رو برای من گذاشت
![]()
![]()
![]()
![]()
نمی دونم تاحالا شعرهای شل سیلوراستالین رو خوندید یا نه من براتون یکی از با مزه ترین هاشو می نویسم
می خواستم به شما بگویم
سلام
اما شما سریع رد شدید
می خواستم به شما بگویم حال شما چطور است
اما شما به من نگاه نکردید و رد شدید
می خواستم بگویم حال من خوب نیست
اما شما دیگر رفته بودید برای همین هیچ چیز به شما نگفتم
فقط پوست موزم رازیر پایتان انداختم
تا زمین بخورید ![]()
شاید این بار منو ببینید
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 9:0 توسط فریناز
|


