امشب اصلا حال و حوصله نوشتن نیست ولی خوب باید بنوسم
خیلی دلم میخواست ولنتاین بنویسم ولی متاسفانه کامپیوترم خراب بود و نشد
عشاق ولنتاینتون مبارک
روز عشق چه جالب توی این مملکتی که ما توش زندگی میکنیم جایی برای عشق هم مگه هست
نمیدونم
خوب برنامه هفت شنبه هم که تمام شدو در یک خداحافظی سوری همه عوامل خداحافظیشون رو کردند ورفتند
میدونید خنده دارش کجاست اینه که بازم همه سوالات من بی جواب موند دیدند خیلی بده همین جوری الکی برند اومدند و خداحافظی کردند و رفتند
خدایا از جمعه تا حالا یک جیغی توی گلوم شکسته که دلم میخواد همین جا فریاد بزنم
اخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟////
شب هایی که گم شده بودند در شوق روزها و دلهایی که پرپر میزد برای فریاد گنجشک ها
یادت هست دو بادبادکی را که در هم پیچیده بودند
من فکر میکردم دعوایشان شده و تو گفتی :آنها عاشقند باید با هم باشند
و بعد رقصیدن برگها را دیدیم نارنجی،قرمز،زرد
که با هم عشق بازی می کردند
درخت هایی که خوابیدند و گنجشکک هایی که پریدند
و سپس هیچ کس نبود...
زمستان که شد نه تو بودی نه من
من گم شده ی شب بودم و تو روز را گم کرده بودی
من پریشان تو بودم و تو دل را بازیچه می خواستی
دلی که یخ میزد در دستان سردت
یادت هست برایت آشفته غریبانه گفتم:
همیشه با من باش
چه زود روزها رفت ....
و حالا برایت می نویسم
از آنچه دیدم و ندیدی
از آنچه داشتم و نخواستی
از آنکه بودم و تو نبودی
و حالا که رنگ نگاهت از یادم رفت
حالا که پژمردم
از دست دادم...
از دست رفتم...
برایت میگویم از دردی که می آزردم
می نویسم برایت از دستی که با من بود و دلی که بی من
و نگاهی که غریبه شد با احساسم
حالا فقط یک خاطره دارم که هر شب تازه می کنمش
...کودکی...
اگر چه دلم برای تو و برای معصومیتی که از دست رفت تنگ شد
اما هنوز جای خالیه تو هست و هنوز هست دلی که بی تابی کند
برای نگاهت مهتاب من...
برایت مینویسم که بدانی اگر چه ورق نمی زنی خاطرات لحظه های با هم بودن را
اما من حتی هنوز هم که غبار گرفته تصویر تو درآیینه ی چشمانم باز هم
الفبای عشق را می خوانم و می نویسم و می گویم
دوستت دارم...
مهتا
این شعر سروده بهترین دوستم مهتای گل گلابه
و من چون این اپم رو تقدیم به مهتای نازنین کردم
از خودم چیزی نمیگم
فقط این جمله
ما سوسياليست ها آزادتريم زيرا كامل تريم ، كامل تريم زيرا آزادتريم!
به قلم ارنستو چه گوارا
موفق و شاد و پیروز باشید
راستی این عکسها هم از طرف مهتا جون به من و تمومیه فرزاد دوستان عزیز


اولا من طرفدار و پشتیبان هیچ حزب و گروهی نیستم
ثانیا اینکه من از طرفدارهای فرزادم هیچ ربطی به اعتقاداتم نداره
اون یک ادم دوست داشتنی و قابل احترام است برای من تا همیشه
یک دوست عزیزی که خاطش خیلی برام عزیزه از من خواست که نظر خودم رو بنویسم و صحبتهای دیگران رو قر قره نکنم
باهاش موافقم و فقط به این علت است که الان دو باره مینویسم
در هر جایی از این کره خاکی به هر کسی زوری گفته بشود و من از اون خبر دار بشم جلویش می ایستم
کشتن انسانها در هیچ شرایطی برایم قشنگ نیست
چرا باید کشت تا زنده ماند چرا ؟
در روز ۱۶ آذر ماه تعدادی از جوانان ایرانی که اکثرا هم سن و سال خودم هستند به خاطر عقیده ای که داشتند زندانی و دستگیر شده اند و طبق گزارشهایی که از این و ر و اون ور میشنوم از هیچ گونه حقوق انسانی برخوردار نیستند
چرا ؟
چرا در ایران چرا در جامعه ای که مردم ما بهای زیادی برای ازادی و صلح در ان پرداخت کرده اند
حرف من اینه به اسم اسلام با جونهایی مثل منو امثال من برخورد نکنید باور کنید اگر اسلام وقعی یک روز ی در هر جایی اجرا بشه هیچ کسی ناراضی نمیمونه باور کنید
اگر قبولش داری اپ قبلیم رو هم بخون اگر نه قدمت بازم روی چشمام خوش اومدی

























